بِنوِنوتو از خانواده‌ٴ رامبالدي‌، معروف به‌بنونوتو دا ايمُلا، كه در حدود 1336ـ1340 در جايي به‌نام ايمُلا در اميليا (در رومانياي قديم‌، بين بولونيا و فُرلي‌)، زاده شد. پدرش كُمپانو سردفتر و مدرس حقوق بود و پيش از سال 1364 در ايمُلا از دنيا رفت‌. بنونوتو در بولونيا و فلورانس تحصيل كرد و در هنگام اقامتش‌، در فلورانس (1357ـ1360)، با بوكاچيو آشنا شد. باز در سال‌هاي 1361ـ1362 و 1364 در بولونيا بود و با پترارك ملاقات كرد. در سال 1365 عضو هيئتي بود كه آنزياني ايمُلايي براي مذاكره با اورابانوس پنجم به‌آوينيون فرستاد. در آوينيون با حامي آينده‌اش‌، نيكولوي دوم‌، ماركي استه آشنا شد و با بوكاچيو تجديد ديدار كرد؛ او نماينده‌ٴ فلورانس و يكي از نمايندگان شهرهاي متعدد ايتاليا بود كه خواستار بازگشت پاپ به‌رم بودند. از آثار مختلف او مي‌توان دريافت كه از فساد دربار پاپ سخت تكان خورده و متأثر شده بود و آوينيون را به‌بابل تشبيه مي‌كرد (از جمله شرح دوزخ‌، سرود نوزدهم‌). احتمالاً تا سال 1367 در پرونس باقي ماند و احتمالاً در آن هنگام‌، در التزام ركاب اوربانوس پنجم به ويتربو و رم روانه‌ شد. به‌نظر مي‌رسد در سال‌هاي بعد، در ايمُلا مغضوب بوده و بيشتر اوقاتش را در بولونيا صرف‌ تدريس ادبيات لاتيني و ايتاليايي كرده است‌. در سال 1377 مجبور شد به فرارا پناه برد و باقي‌ عمرش را تحت حمايت نيكولوي دوم دي استه (فرمانرواي فرارا و مُدِنا، 1361ـ 1388) بگذراند. در سال 1390 (نه 1380) احتمالاً در فرارا درگذشت‌.
 بنابراين‌، دنياي بنونوتو بيشتر به‌ايمُلا، بولونيا، فلورانس و فرارا محدود بود، ولي با شهرهاي‌ ديگر هم از قبيل رم و ونيز آشنايي داشت‌. در آوينيون بيزاري از زبان فرانسه را آموخت و به‌صورت‌ يك ايتاليايي سرسخت به‌وطن بازگشت‌. مهم‌ترين رهبران فكري او پترارك و بوكاچيو بودند.
وي به آموزش ادبيات لاتيني در بولونيا و فرارا كمك كرد. كتاب‌هايي به‌لاتيني نوشت‌ ــ كتاب‌هاي تاريخ و تفسير.
آثار تاريخي او عبارت است از: 1) روم‌نامه‌، تاريخ شهر رم از زمان ايجاد آن تا عصر ديوكلتيان‌، كه به درخواست گومِز آلبرنُث (فرمانرواي بولونيا 1361ـ1362) و برادرزاده‌ٴ كاردينال‌ آلبرنُث معروف نوشته است‌. آن را به روبرتو دا پُرتاي بولونيايي از معاصران او هم نسبت داده‌اند. اين كتاب خيلي زود به ايتاليايي و هم‌چنين توسط ژان مِلو، كانن ليل براي فيليپ دوك بورگوندي‌ به فرانسه ترجمه شد؛ 2) اوگوست‌نامه‌. زندگي امپراتوران از يوليوس قيصر تا وِنكِسلاوس‌(1385). براي نيكولوي دوم نوشته شده است‌. گاه‌، به‌غلط آن را به‌پترارك نسبت داده‌اند؛ 3) در باب شهر ميلان‌.
در شرح‌هاي او بر آثار نويسندگان لاتيني سده‌ٴ اول‌، پترارك و بيش از همه دانته داراي اهميت‌ بيشتري است‌. بر آثار فارسالياي لوكايي (1378)، تراژدي‌هاي سنكا و خاطرات والريوس‌ ماكسيموس (1388)؛ بر غزل‌هاي پترارك (پيش از 1374) شرح‌هايي نوشت‌.